انتداب
مترادفها
انتصاب، مأموریت، تعیین، گماشتن
متضادها
عزل، برکناری
لغت نامه دهخدا
انتداب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بزودی پاسخ کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). یقال ندبه فانتدب له؛ ای دعاه فأجابه له، و یقال انتدب اﷲ تعالی لمن خرج فی سبیله؛ یعنی بمغفرت او اجابت کرد خدای تعالی یا ضامن و متکفل او گشت بمغفرت یا شتابی کرد در ثواب و نیکو پاداش او یا از فضل و لطف خود ثابت کرد و حکم نمود بمغفرت او. ( منتهی الارب )( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || معارضه کردن کسی را در سخن، یقال انتدب فلان لفلان؛ اذا عارضه فی کلامه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). || تقدیر گرفتن: یقال خذما انتدب لک؛ ای مانص لک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تکفل و ضمان.( از معجم متن اللغة ). داوطلب شدن امری را. قائم شدن بکاری. ( یادداشت بخط مؤلف ): و انتدب امیرالمؤمنین للقیام بما وکله اﷲ الیه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 301 )... حتی یخرجه مستوفی الالفاظ و المعانی کأملح شی و احسنه فانتدب الصخری لهذه النادرة و ضمن الاستقلال بهذه الغریبة... ( معجم الادباء ج 2 ص 97 ).
جمله سازی با انتداب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انتداب کارشناسان برجسته و متخصص برای بررسی دقیقتر تمامی پروندههای حقوقی بسیار پیچیده در دادگاههای عالی کشور، یکی از مراحل ضروری در روند رسیدگی به عدالت است.
💡 تصمیم هیئت مدیره برای انتداب مدیر جدید جهت مدیریت بخش بازرگانی شرکت، با هدف اصلی بهبود فرآیندهای عملیاتی و همچنین افزایش چشمگیر میزان سودآوری اتخاذ شد.
💡 در سیستمهای اداری و مدیریتی مدرن، انتداب مسئولان به گروههای کاری خاص میتواند باعث افزایش چشمگیر بهرهوری و تمرکز بیشتر بر اهداف استراتژیک سازمان شود.