افساییده
متضادها
واقعی، حقیقی، اصیل
لغت نامه دهخدا
افساییده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف ) افسون شده. رام شده. رجوع به افسائیده و افسای و افساییدن شود.
واقعی، حقیقی، اصیل
افساییده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف ) افسون شده. رام شده. رجوع به افسائیده و افسای و افساییدن شود.