افسایش
مترادفها
افسانه، داستان، حکایت
متضادها
حقیقت، واقعیت
لغت نامه دهخدا
افسایش. [ اَ ی ِ ] ( اِمص ) عمل افساینده. رجوع به افسای و افساییدن شود.
افسانه، داستان، حکایت
حقیقت، واقعیت
افسایش. [ اَ ی ِ ] ( اِمص ) عمل افساینده. رجوع به افسای و افساییدن شود.