لغت نامه دهخدا
اعیس. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) شتر سپید سرخ موی. ج، عیس. ( ناظم الاطباء ). یکی از عیس، یعنی شتران سپید سرخ موی. مؤنث: عیساء. ( منتهی الارب ). از رنگهای شتران هرگاه سپیدی رنگ مخلوط باشد و به اشقر بزند، آنرا اعیس گویند و مؤنث آن عیساء است. ( از صبح الاعشی ج 1 ص 33 ).