اضج تصویر معنی اضج لغت نامه دهخدا اضج. [اَ ض َج ج ] ( ع ن تف ) بانگ کننده تر. فریادبرآورنده تر.- امثال: اضج من ذئب.اضج من ظلیم. کلمات مرتبط انشط اطفل انوم گزارش محتوای نامناسب