اشابه

لغت نامه دهخدا

( اشابة ) اشابة.[ اُ ب َ ] ( ع اِ ) مردم بهم درآمیخته. ( صراح ). مردم بهم آمیخته از هر جنس. ( از منتهی الارب ). || مال مکسوبه مخلوط بحرام. ج، اشائب. ( منتهی الارب ).
اشابة. [ اِ ب َ ] ( ع مص ) سپید کردن موی. ( تاج المصادر بیهقی ). سپید کردن سر را: اشاب رأسه و برأسه. ( منتهی الارب ). || خداوند فرزند پیر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). صاحب فرزندان پیر شدن: اشاب الرجل. ( از منتهی الارب ). || پیر کردن.
اشابة. [ اَ ب َ ] ( اِخ ) موضعی است به نجد نزدیک الرمل. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی است بنجد نزدیک الرمان

دانشنامه عمومی

آشابه. آشابه جماعت و شهرکی با ۱۵٬۶۲۸ نفر جمعیت در ناحیهٔ اشت ولایت سغد است که در شمال غربی تاجیکستان قرار دارد.

آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز