استعقاد

لغت نامه دهخدا

استعقاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خواهش گشن کردن ماده خوک. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با استعقاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشکان در هنگام انجام عمل جراحی باید مراقب باشند که فرآیند استعقاد خون در محل زخم به درستی انجام شده و خونریزی متوقف گردد.

💡 در فرآیندهای شیمیایی پیچیده، استعقاد مولکول‌ها با یکدیگر تحت تأثیر دما و فشار محیطی قرار می‌گیرد که می‌تواند نتایج آزمایش را کاملاً تغییر دهد.

💡 برای جلوگیری از هرگونه مشکل حقوقی در آینده، استعقاد قراردادها باید با دقت بسیار بالا و با نظارت مستقیم مشاوران حقوقی انجام شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران