واژه «سرخم» در زبان فارسی در اصل معنایی عینی و ملموس دارد و به سرپوش یا درپوش «خم» که نوعی ظرف بزرگ سفالی برای نگهداری مایعات، بهویژه در گذشته، بوده است اشاره میکند، بنابراین در معنای مستقیم، «سرخم» همان پوششی است که بر دهانه این ظرف قرار میگیرد تا آن را محفوظ نگه دارد. با این حال، این واژه بیشتر در قالب ترکیب فعلی «سر خم کردن» بهکار میرود که معنایی کنایی و گستردهتر دارد و در زبان و ادبیات فارسی بسیار رایج است. در این کاربرد، «سر خم کردن» به معنای تسلیم شدن، فرمانبرداری، اطاعت کردن یا فروتنی در برابر شخص، قدرت یا شرایطی خاص است و گاهی نیز مفهوم شکست خوردن یا عقبنشینی را در خود دارد. این تعبیر اغلب در موقعیتهایی استفاده میشود که فرد در برابر زور، ظلم یا اقتدار دیگران قرار میگیرد و واکنش او به صورت پذیرش یا مقاومت توصیف میشود. برای نمونه، وقتی گفته میشود «در برابر ظلم سر خم نکرد»، منظور این است که فرد تسلیم نشده و ایستادگی کرده است. از نظر ادبی، این ترکیب بار معنایی قوی و تأثیرگذاری دارد و در اشعار و متون کهن نیز بهوفور دیده میشود. همچنین در ادبیات قدیم، ترکیبی مانند «خشت سرخم» به کار میرفته که به خشتی گفته میشده است که برای بستن دهانه خم از آن استفاده میکردند و نشاندهنده کاربرد واقعی این واژه در گذشته است.
سرخم
لغت نامه دهخدا
سرخم. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) سرپوش خم. || نام رستنیی است. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سرپوش خم یا نام رستنی است
جمله سازی با سرخم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منگرفتم گل سرخم تو خریدار منی مشتری تا ندهد زر نبرد گل به کنار
💡 خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید برچهره خود روزن جنت بگشایید
💡 اشک سرخم به رخ زرد بدآنسان پیدا که همی رویت از برگ زریری ریون