لغت نامه دهخدا
ارشن. [ اَ ش َ ] ( اوستایی، اِ ) اسب نر. این لغت در پهلوی گوشن یا وشن و در فارسی گشن آمده است و سیاوش ( نام پسر کیکاوس ) در اوستا سیاورشن ( از: سیاو، به معنی سیاه + ارشن ) است. یعنی دارنده اسپ سیاه. رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 252، 254 شود.
ارشن. [ اَ ش َ ] ( ترکی، اِ ) در دشت قبچاق بمعنی ابر است. ( فرهنگ شعوری ).