اثکال

لغت نامه دهخدا

اثکال. [ اِ ] ( ع مص ) لازم شدن ثکل زنی را. بی فرزند شدن او. اِهبال. ( تاج المصادر ). || بی فرزند گردانیدن. ( زوزنی ). بی فرزند گردانیدن مادر. ( تاج المصادر ).
اثکال. [ اِ ] ( ع اِ ) عِثکال. خوشه خرما. ( مهذب الاسماء ). اثکول. ج، اثاکل، اثاکیل.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز