لغت نامه دهخدا
( آبسکن ) آبسکن. [ ب ِ ک ُ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت دیلمان، بر کران دریا، آبادان و جای بازرگانان همه جهانست که بدریای خزران بازرگانی کنند و از آنجا کیمخته پشمین و ماهی گوناگون خیزد. ( حدودالعالم ). رجوع به آبسکون شود.
( آبسکن ) آبسکن. [ ب ِ ک ُ ] ( اِخ ) شهرکی است بناحیت دیلمان، بر کران دریا، آبادان و جای بازرگانان همه جهانست که بدریای خزران بازرگانی کنند و از آنجا کیمخته پشمین و ماهی گوناگون خیزد. ( حدودالعالم ). رجوع به آبسکون شود.