لغت نامه دهخدا
یوشاسب. ( اِ ) گوشاسب. بوشاسب. در بعضی فرهنگها به معنی بوشاسب ضبط شده است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بوشاسب شود.
یوشاسب. ( اِ ) گوشاسب. بوشاسب. در بعضی فرهنگها به معنی بوشاسب ضبط شده است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بوشاسب شود.
گوشاسب بوشاسب