یشکرده

متضادها

ناسپاسی کردن، کفران نعمت کردن

لغت نامه دهخدا

یشکرده. [ ی َ ک َدَ / دِ ] ( اِ ) یک نوع ساز گردن درازی که آن را با کمان مانندی می نوازند. ( ناظم الاطباء ). کلمه فارسی است به معنی قسمی ساز از ذوات الاوتار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

یک نوع ساز گردن درازی که آن را با کمان مانندی می نوازند کلمه فارسی است به معنی قسمی ساز از ذوات الاوتار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران