گیارنگ
لغت نامه دهخدا
گیارنگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) سردار و فرمانده. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ).
فرهنگ فارسی
سردار و فرمانده.
فرهنگ اسم ها
اسم: گیارنگ (پسر) (فارسی)
معنی: کیارنگ، سردار و فرمانده
گیارنگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) سردار و فرمانده. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتنگاس ).
سردار و فرمانده.
اسم: گیارنگ (پسر) (فارسی)
معنی: کیارنگ، سردار و فرمانده