گهر افشاندن

مترادف‌ها

جواهر پاشیدن، گوهرباری

لغت نامه دهخدا

گهر افشاندن. [ گ ُ هََ اَ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف گوهر افشاندن. رجوع به ذیل همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو ریختن گوهر نثار کردن جواهر: جهان آفرین را همی خواندند بران موبدان گوهر افشاندند.
مخفف گوهر افشاندن

جمله سازی با گهر افشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخنان آن دانشمند بزرگ چنان با درخشش و زیبایی همراه بود که گویی در حال گهر افشاندن است و هر کلمه‌اش مانند جواهری گران‌بها می‌درخشد.

💡 او در سخنرانی خود با استفاده از استعاره‌های پیچیده، به گهر افشاندن پرداخت و توانست توجه تمام حاضران را به نکات ظریف فلسفی مورد بحث جلب کند.

💡 وقتی فیلسوفی در حال بحث درباره حقیقت هستی است، کلمات او مانند گهر افشاندن در فضای سالن طنین‌انداز می‌شوند و ذهن شنوندگان را به هیجان می‌آورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران