گنده خوری
مترادفها
پرخوری، شکمپرستی
متضادها
کمخوری
لغت نامه دهخدا
گنده خوری. [ گ َ دَ / دِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) گنده خواری. رجوع به گنده خور شود.
فرهنگ فارسی
خوردن خوراکهای بد و پست ( مانند شکنبه روده و غیره ).
پرخوری، شکمپرستی
کمخوری
گنده خوری. [ گ َ دَ / دِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) گنده خواری. رجوع به گنده خور شود.
خوردن خوراکهای بد و پست ( مانند شکنبه روده و غیره ).