گشادبازی کردن

مترادف‌ها

سهل‌گیری کردن، بی‌قیدی

متضادها

سخت‌گیری کردن، تنگ‌گیری کردن

لغت نامه دهخدا

گشادبازی کردن. [ گ ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) اسراف کردن. خرج کردن به گزاف. || قسمی باختن شطرنج که مهره ها بیشتر طاق باشد.

فرهنگ فارسی

اسراف کردن

جمله سازی با گشادبازی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر شرکت به دلیل گشادبازی کردن در نظارت بر کار پرسنل، با افت شدید کیفیت خدمات و نارضایتی گسترده مشتریان در ماه‌های اخیر روبرو شد.

💡 اگر در مدیریت پروژه‌های حساس علمی دچار گشادبازی کردن شوید، ممکن است با خطاهای جبران‌ناپذیری مواجه شوید که کل نتایج تحقیق را با شکست روبرو کند.

💡 برخی معتقدند گشادبازی کردن در قوانین و مقررات باعث ایجاد بی‌نظمی در جامعه می‌شود و مانع از پیشرفت و نظم مطلوب در سیستم‌های اداری می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران