گرو باختن
مترادفها
باختن، شکست خوردن، از دست دادن
متضادها
گرو بردن
لغت نامه دهخدا
گرو باختن. [ گ ِ رَ / رُو ت َ ]( مص مرکب ) چیزی را که بر آن گرو بسته اند به حریف باختن. مغلوب شدن در بازی. مغلوب شدن در شرط: و بوصیت دعاگوی هرگز بگرو ( شطرنج ) نبازد تا قمار نشود و کراهیت شرع لازم نیاید. ( راحةالصدور راوندی ).
چه خواهی ز چندین سر انداختن
بدین گوی تا کی گرو باختن.نظامی.|| گرو گذاشتن: تا بتوانی گرو مباز. ( قابوسنامه ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) چیزی را که بر آن گرو بسته اند بحریف باختن مغلوب شدن در بازی یا شرط: ۲ - ( مصدر ) گرو گذاشتن: تا بتوان گرومباز. ۳ - قمار کردن.
جمله سازی با گرو باختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه خواهی ز چندین سرانداختن بدین گوی تا کی گرو باختن