لغت نامه دهخدا
کژ باختن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بد بازی کردن نرد و مانند آن ( با وجود مهارت یا عدم مهارت ) ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل راست باختن. || بدمعاملگی کردن.افساد کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل راستبازی.
کژ باختن. [ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بد بازی کردن نرد و مانند آن ( با وجود مهارت یا عدم مهارت ) ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل راست باختن. || بدمعاملگی کردن.افساد کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل راستبازی.
(کَ. تَ ) (مص ل. ) ۱ - بد معامله کردن، فساد کردن. ۲ - عمل کسانی که بازی نرد یا امثال آن را با داشتن مهارت و استادی کافی بد بازی می کنند.
( مصدر ) ۱ - بد بازی کردن نرد و مانند آن ( با وجود مهارت یا عدم آن ) ۲ - بد معاملگی کردن افساد کردن.
بد معامله کردن، فساد کردن.
عمل کسانی که بازی نرد یا امثال آن را با داشتن مهارت و استادی کافی بد بازی میکنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کژ باختهام بو که نمانم یکدست هم ماندم و کژ باختنم سود نداشت