گزمار

لغت نامه دهخدا

گزمار. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) مار گزنده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
نکردی مشورت با ما در این کار
نهادی پای بر دنبال گزمار.نزاری قهستانی.

فرهنگ عمید

مار گزنده.

رناتن یعنی چه؟
رناتن یعنی چه؟
حلاجت یعنی چه؟
حلاجت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز