گریختگی تصویر معنی گریختگی مترادفها فرار، گریز متضادها حضور، ماندن لغت نامه دهخدا گریختگی. [ گ ُ ت َ / ت ِ ]( حامص ) عمل گریخته. رجوع به گریختن و گریخته شود. کلمات مرتبط گذاشتگی