گره بندان
مترادفها
گرهزنها
متضادها
گرهگشا، بازکننده
لغت نامه دهخدا
گره بندان. [ گ ِ رِه ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) سالگره. ( آنندراج ). جشن تولد سالیانه:
دلگشائی این گره بندان
گره از کار روزگار گشاد.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جشن تولد سالیانه سالگره: دلگشایی این گره بندان گره از کار روزگار گشود. ( ظهوری )
جمله سازی با گره بندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در کارگاههای سنتی بافندگی، گره بندان ماهر با دقت بسیار بالا و حوصلهای سرشار، نقشهای پیچیده و زیبایی را بر روی فرشهای دستباف قدیمی خلق میکنند.
💡 مهارت گره بندان در صنعت کشتیرانی قدیمی به گونهای بود که حتی در سختترین طوفانهای دریایی، گرههای آنها به راحتی باز نمیشد و امنیت کشتی را تضمین میکرد.
💡 با گذشت زمان، تعداد گره بندان حرفهای در صنایع دستی کاهش یافته است و این موضوع باعث شده تا برخی از هنرهای ظریف بافندگی در حال از بین رفتن باشند.