گره بندان

مترادف‌ها

گره‌زن‌ها

متضادها

گره‌گشا، بازکننده

لغت نامه دهخدا

گره بندان. [ گ ِ رِه ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) سالگره. ( آنندراج ). جشن تولد سالیانه:
دلگشائی این گره بندان
گره از کار روزگار گشاد.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جشن تولد سالیانه سالگره: دلگشایی این گره بندان گره از کار روزگار گشود. ( ظهوری )

کلمات مرتبط