گراهش
مترادفها
دوری، اجتناب، پرهیز، کنارهگیری
متضادها
روی آوردن، نزدیکی
لغت نامه دهخدا
گراهش. [ گ ِ هَِ ] ( اِمص ) گرایش. شباهت.
فرهنگ عمید
= گراییدن
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - تمایل میل. ۲ - شباهت مانندی.
دوری، اجتناب، پرهیز، کنارهگیری
روی آوردن، نزدیکی
گراهش. [ گ ِ هَِ ] ( اِمص ) گرایش. شباهت.
= گراییدن
( اسم ) ۱ - تمایل میل. ۲ - شباهت مانندی.