لغت نامه دهخدا
گران گوش شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) وقر. ( دهار ). کر شدن. و رجوع به گران گوش شود:
دشوار بود غیبت یاران شنیدنم
شد گوش من گران و به فریاد من رسید.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
گران گوش شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) وقر. ( دهار ). کر شدن. و رجوع به گران گوش شود:
دشوار بود غیبت یاران شنیدنم
شد گوش من گران و به فریاد من رسید.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
( مصدر ) ۱ - سنگین گوش گردیدن. ۲ - کر شدن.