کینه خواستن
مترادفها
انتقام خواستن
متضادها
بخشیدن، گذشت کردن
لغت نامه دهخدا
کینه خواستن. [ ن َ / ن ِ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) انتقام جستن. انتقام جویی کردن. خونخواهی کردن: پریان به فرمان آن آمدند دلش بدان کینه خواستن شاد شد. ( قصص الانبیاء ص 34 ). و کینه جد بخواست از سلم و تور. ( فارسنامه ابن البلخی ). و رجوع به کین خواستن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) انتقام کشیدن: شاها. ز سنان تو جهانی شد راست تیغ تو چهل سال زاعداکین خواست. ( سلجوقنام. ظهیری )
جمله سازی با کینه خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی افراد به دلیل تجربههای تلخ در گذشته، همیشه سعی میکنند از کسانی که باعث رنج آنها شدهاند کینه خواستن و انتقام بگیرند که این کار آرامششان را از بین میبرد.
💡 در داستانهای حماسی و قدیمی، قهرمانان اغلب پس از شکست خوردن از دشمنان خود، مدتی طولانی برای کینه خواستن و بازپسگیری افتخارات از دست رفته خود برنامهریزی میکنند.
💡 کینه خواستن از دیگران تنها باعث ایجاد چرخههای بیپایان از خشونت و دشمنی میشود و هرگز نمیتواند مشکلات ریشهدار را در روابط انسانی به شکلی اصولی حل کند.