کینه گزاری

مترادف‌ها

کینه‌توزی، کینه‌جویی، دشمنی، بدخواهی

متضادها

بخشش، مهربانی، گذشت

لغت نامه دهخدا

کینه گزاری. [ ن َ / ن ِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) انتقامجویی. انتقام طلبی. خونخواهی:
نیل ِ دهنده تویی به گاه عطیت
پیل ِ دمنده به گاه کینه گزاری.رودکی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).و رجوع به کینه گزار شود.

فرهنگ فارسی

انتقامجویی ٠ انتقام طلبی ٠ خونخواهی ٠

جمله سازی با کینه گزاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترا در عمر خود نگذاشتم تنها تو نیز امشب به پاداش رفاقت با من ای غم حق گزاری کن

💡 کینه گزاری و رفتارهای خصمانه در محیط‌های کاری می‌تواند باعث ایجاد تنش‌های شدید میان همکاران و در نهایت تخریب کامل روحیه و بهره‌وری کل مجموعه شود.

💡 بسیاری از روان‌شناسان معتقدند که کینه گزاری و تداوم بخشیدن به دشمنی‌های قدیمی، بیش از آنکه به طرف مقابل آسیب بزند، سلامت روان خود فرد را تهدید می‌کند.

💡 ما باید تلاش کنیم تا در روابط اجتماعی خود از کینه گزاری پرهیز کنیم و به جای تمرکز بر اشتباهات دیگران، بر اصلاح خود و بخشش تمرکز کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران