لغت نامه دهخدا
کیان زادگی. [ ک َ / کیا دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) کیان زاده بودن. شاهزادگی:
ز باره نگون اندرافتاد و مرد
بدید آن کیان زادگی دستبرد.دقیقی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).رجوع به کیان زاده شود.
کیان زادگی. [ ک َ / کیا دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) کیان زاده بودن. شاهزادگی:
ز باره نگون اندرافتاد و مرد
بدید آن کیان زادگی دستبرد.دقیقی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).رجوع به کیان زاده شود.
کیان زاده بودن. شاهزادگی.