کلمهی «کپیدن» در فارسی محاورهای به معنای بیحرکت ماندن، مدت طولانی در جایی نشستن یا خوابیدن و بیهیچ فعالیت خاصی وقت گذراندن است. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی به کار میرود که فرد بدون فعالیت خاصی در یک مکان میماند و زمان را به سکون میگذراند. «کپیدن» اغلب بار طنز یا انتقادی دارد و برای اشاره به تنبلی، خستگی یا بیحوصلگی استفاده میشود. وقتی گفته میشود «فلانی یکجا کپیده»، یعنی او مدتی طولانی از جای خود تکان نخورده و مشغول کاری فعال نیست. این حالت میتواند به دلیل خستگی، بیحوصلگی، خوابآلودگی یا حتی دلزدگی از کارها باشد. در مکالمات روزمره، این واژه برای توصیف ماندن طولانیمدت در خانه، اتاق یا یک گوشه بهکار میرود. «کپیدن» نسبت به واژههای رسمیتر مانند «استراحت کردن» یا «بیحرکت ماندن» رنگ و بوی عامیانه و غیررسمی دارد. گاهی نیز برای اشاره به خوابیدن ناگهانی یا طولانیمدت استفاده میشود.
کپیدن
لغت نامه دهخدا
کپیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) ( کلمه آهرمنی ) خفتن. خوابیدن. تمرگیدن. ( یادداشت مؤلف ). در حالت نشسته به روی افتاده خوابیدن. ( ناظم الاطباء ). || برداشتن. برگرفتن. ( یادداشت مؤلف ). || بمعنی ربودن باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ). ربودن. دزدیدن. گرفتن. ( ناظم الاطباء ). قاپیدن. ( یادداشت مؤلف ):
در خون جگر بسی تپیدم
تا بوسه ای از لبش کپیدم.عنصری ( از فرهنگ جهانگیری ).رجوع به قاپیدن شود. || بکارت گرفتن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - خفتن، خوابیدن. ۲ - ربودن، دزدیدن.
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه] خوابیدن، خفتن.
۲. (مصدر متعدی ) [قدیمی] ربودن.
فرهنگ فارسی
خوابیدن، خفتن، به معنی ربودن هم گفته شده
( مصدر ) ربودن: [ در خون جگر بسی تپیدم تا بوسه ای از لبش کپیدم ]. ( عنصری )
ویکی واژه
خفتن، خوابیدن.
ربودن، دزدیدن.