کونسرو
مترادفها
حفظ، نگهداری
لغت نامه دهخدا
کونسرو. [ کُن ْ س ِرْوْ ] ( فرانسوی، اِ ) کنسرو. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کنسرو شود.
جمله سازی با کونسرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول سفرهای طولانی و کمپینگ در دل طبیعت، استفاده از انواع کونسرو مثل لوبیا یا ماهی میتواند یک راه بسیار ساده و سریع برای تامین غذا باشد.
💡 بسیاری از خانوادهها برای صرفهجویی در هزینهها و داشتن ذخیره غذایی در خانه، همیشه چند جعبه کونسرو مختلف از انواع سبزیجات و پروتئینها را تهیه میکنند.
💡 اگر در میان راه سفر با مشکل کمبود مواد غذایی تازه روبرو شدید، باز کردن یک کونسرو آماده میتواند به شما کمک کند تا سریعاً انرژی دوباره بگیرید.