لغت نامه دهخدا
کورخواندن. [ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، غلط خواندن. بد فهمیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
کورخواندن. [ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، غلط خواندن. بد فهمیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
(خا دَ ) (مص. ) (عا. ) اشتباه کردن، بد فهمیدن.
( مصدر ) غلط خواندن بد فهمیدن: رفیق. این را دیگر خور خواندی.
(عا.)
اشتباه کردن، بد فهمیدن.