کنامگاه
مترادفها
لانه، پناهگاه، آشیانه، مسکن، مخفیگاه
متضادها
بیابان، فضای باز
لغت نامه دهخدا
کنامگاه. [ ک ُ ] ( اِ مرکب ) چراگاه دواب: و چهارصد گزی زمین... و به عهد ملک سعید اردشیر کنامگاه اسبان تازی او بود. ( تاریخ طبرستان ).
فرهنگ فارسی
چراگاه دواب: و چهار صد گزی زمین...و بعهد ملک سعید اردشیر کنامگاه اسبان تازی او بود.
جمله سازی با کنامگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن پلنگ گرسنه در پایان روز، کنامگاه امن خود را در میان صخرههای بلند و تاریک کوهستان برای استراحت و پنهان شدن پیدا کرد.
💡 مسافران در میان طوفان شدید کوهستان، به دنبال یک کنامگاه گرم و امن بودند تا بتوانند شب را به سلامت سپری کنند و پناه بگیرند.
💡 شاعر قدیمی همیشه در کنامگاه آرام و دنج کتابخانهی قدیمی شهر، ساعتها مینشست و با تمرکز بسیار زیاد به نوشتن اشعار خود میپرداخت.