کمیدن
مترادفها
کم شدن، کاستن
متضادها
زیاد شدن، فزونی یافتن
لغت نامه دهخدا
کمیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) کم شدن. ( آنندراج ). کم شدن و ناقص گشتن. || برآمدن پله ترازو. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کم شدن. کم شدن و ناقص گشتن
ویکی واژه
کمیدن [کَمیدَن]
اندازه یا میزان چیزی را کم کردن. کم کردن.