اصطلاح «کمربر شدن» در زبان فارسی به حالتی گفته میشود که در آن ناحیه کمر بر اثر فشار، خستگی یا فعالیت طولانی دچار بیحسی، سستی یا ضعف موقت میگردد و فرد احساس میکند توان نگه داشتن یا حرکت دادن کمر خود را مانند حالت عادی ندارد. این تعبیر معمولاً زمانی به کار میرود که شخص در اثر راه رفتن زیاد، کار سنگین یا ایستادن طولانی دچار فرسودگی جسمی شده باشد و فشار وارده به بدن بهویژه در بخش کمر به حدی برسد که نوعی بیحالی و کرختی ایجاد کند. در این ترکیب، واژه «کمر» به عنوان بخش اصلی بدن و «بر شدن» به معنای از کار افتادن یا سست شدن موقت به کار رفته است و در کنار هم معنای ناتوانی موقتی در این ناحیه را میرسانند. این اصطلاح بیشتر در گفتار عامیانه و توصیف حالات روزمره استفاده میشود و بیانگر تجربهای ملموس از خستگی جسمی است. از نظر معنایی، «کمربر شدن» نه به یک بیماری خاص، بلکه به وضعیتی گذرا اشاره دارد که معمولاً با استراحت یا کاهش فشار از بین میرود. در متون قدیم نیز این تعبیر برای نشان دادن شدت خستگی یا رنج جسمی به کار رفته است. این واژه میتواند به طور غیرمستقیم بیانگر سختی کار یا دشواری شرایطی باشد که فرد در آن قرار داشته است. همچنین در کاربردهای مجازی، گاهی برای بیان ناتوانی یا درماندگی در انجام کاری نیز به کار میرود. در مجموع، «کمربر شدن» اصطلاحی است برای توصیف بیحسی و ضعف موقتی در ناحیه کمر که معمولاً در اثر فعالیت زیاد یا خستگی شدید ایجاد میشود و نشاندهنده فشار جسمی بر بدن است.
کمربر شدن
لغت نامه دهخدا
کمربر شدن. [ ک َ م َ ب ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بی حس شدن کمر از کثرت رفتن یاتعبی دیگر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).