دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کلمات جرهمی قرآن. کلمات جرهمی قرآن به کلماتی از قرآن، به لغت قبیله جرهم اطلاق می شود.
«جرهم» قبیله ای از قحطانیان است که در آغاز ساکن یمن بوده و سپس به حجاز مهاجرت کرده اند. درباره زمان مهاجرت آنان اطلاع دقیقی در دست نیست.
کلمات جرهمی موجود در قرآن
کلمات جرهمی قرآن کریم به قرار ذیل است:۱. جبار: مسلط و وادارنده: (وما انت علیهم بجبار)؛۲. مرض: زنا: (فیطمع الذی فی قلبه مرض)؛۳. قطر: مس: (واسلنا له عین القطر)؛۴. محشورة: جمع شده: (والطیر محشورة کل له اواب)؛۵. معکوف: محبوس و بازداشت شده: (هم الذین کفروا وصدوکم عن المسجد الحرام والهدی معکوفا)؛۶. فباؤوا: گرفتار شدند (استوجبوا): (فبآؤوا بغضب علی غضب)؛۷. شقاق: گمراهی: (فانما هم فی شقاق)؛۸. خیر: مال: (ان ترک خیرا الوصیة للوالدین)؛۹. داب: آداب و شیوه: (کداب آل فرعون والذین من قبلهم)؛۱۰. تعولوا: میل، ستم: (ذلک ادنی الا تعولوا)؛۱۱. لم یغنوا: بهره نگرفتند: (الذین کذبوا شعیبا کان لم یغنوا فیها)؛۱۲. فشرد: نکل: (فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم)؛۱۳. اراذلنا: افراد پست؛۱۴. عصیب: شدید؛۱۵. لفیفا: جمیعا، با یکدیگر: (فاذا جاء وعد الآخرة جئنا بکم لفیفا)؛۱۶. محسورا: منقطعا: (ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا)؛۱۷. حدب: جانب: (وهم من کل حدب ینسلون)؛۱۸. خلال: سحاب، ابر: (فتری الودق یخرج من خلاله)؛۱۹. ودق: باران؛۲۰. لشرذمة: گروه (ان هؤلاء لشرذمة قلیلون)؛۲۱. ریع: طریق، راه: (اتبنون بکل ریع آیة تعبثون)؛۲۲. ینسلون: خارج می شوند: (حتی اذا فتحت یاجوج وماجوج وهم من کل حدب ینسلون)؛۲۳. لشوبا: مخلوط: (ثم ان لهم علیها لشوبا من حمیم)؛۲۴. حبک: راه ها: (والسماء ذات الحبک)؛۲۵. سور: حائط، حصار: (فضرب بینهم بسور له باب).