کظام
لغت نامه دهخدا
کظام. [ ک ِ ] ( ع اِ ) سربند هرچیزی و هرآنچه چیزی را مسدود کند و شکافی را پر نماید. || استواری و پایداری و قرار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). منه اخذ بکظام الامر؛ ای بالثقة.
جمله سازی با کظام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فلسفه قدیم، کظام هستی به گونهای بسیار پیچیده و دقیق طراحی شده است که هر ستاره و سیاره در جایگاه مشخص خود حرکت میکند.
💡 نظم و کظام حاکم بر طبیعت، از کوچکترین سلولهای موجود در بدن انسان گرفته تا بزرگترین کهکشانها را به شکلی خیرهکننده در بر میگیرد.
💡 سیاستمداران بزرگ همواره تلاش میکنند تا با وضع قوانین دقیق، کظام اجتماعی و سیاسی کشور را از فروپاشی و هرگونه آشفتگی احتمالی حفظ نمایند.