لغت نامه دهخدا
کشمیرزاد. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) زاده کشمیر. ( یادداشت مؤلف ). کشمیرزاده:
همان پای کوبان کشمیرزاد
معلق زن از رقص چون دیو باد.نظامی.
کشمیرزاد. [ ک ِ ] ( ص مرکب ) زاده کشمیر. ( یادداشت مؤلف ). کشمیرزاده:
همان پای کوبان کشمیرزاد
معلق زن از رقص چون دیو باد.نظامی.