کشفاء
مترادفها
آشکارسازی، پردهبرداری، درمان، شفا
لغت نامه دهخدا
کشفاء. [ ک َ ] ( ع ص ) مؤنث اکشف، جبهة کشفاء؛ پیشانی که موی آن همچو دایره برگردیده باشد. ( منتهی الارب ).
آشکارسازی، پردهبرداری، درمان، شفا
کشفاء. [ ک َ ] ( ع ص ) مؤنث اکشف، جبهة کشفاء؛ پیشانی که موی آن همچو دایره برگردیده باشد. ( منتهی الارب ).