مقهاء

لغت نامه دهخدا

مقهاء. [ م َ ] ( ع ص ) مؤنث امقه؛ زنی که سپیدی چشم وی با اندک کبودی باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || زنی که کنج چشم و پلکهای وی از کمی مژه سرخ شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || امراءة مقهاء؛ زنی که سپیدی آن زشت باشد و مانند سپیدی گچ بود. ( ناظم الاطباء ).

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز