کشتی گرفتگی

مترادف‌ها

مبارزه، درگیری، جدال

متضادها

صلح، آرامش

لغت نامه دهخدا

کشتی گرفتگی. [ ک َ / ک ِ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ]( حامص مرکب ) دریا گرفتگی. سرگیجه و التهابی که در کشتی ببعض از کشتی سواران دست دهد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دریا گرفتگی. سرگیجه و التهابی که در کشتی ببعض از کشتی سواران دست دهد.

کلمات مرتبط