کسطال
لغت نامه دهخدا
کسطال. [ ک َ ] ( ع اِ ) کَسطَل. غبار و گرد و خاک. ( ناظم الاطباء ). غبار. لغتی است در قسطان. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پرنده ای ست
کسطال. [ ک َ ] ( ع اِ ) کَسطَل. غبار و گرد و خاک. ( ناظم الاطباء ). غبار. لغتی است در قسطان. ( از اقرب الموارد ).
پرنده ای ست