غبار کردن

لغت نامه دهخدا

غبار کردن. [ غ ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) سودن. نرم کردن خاک یا چیزی. || برانگیختن گرد نرم از جایی یا چیزی:
کس نی سوار دید که باشد مصاف دار
وز نی ستور دید که در ره غبار کرد.خاقانی.چند استخوان که هاون دوران روزگار
خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نرم کردن ( خاک یا چیزی دیگر ) سودن.

جمله سازی با غبار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن‌گونه که می‌دانید، افغانستان‌گرایی به مفهوم هم‌واره اشاره کردن به یک کشور، مکان، شخص یا مشکل دوردست است، در حالی‌که چیزهای در درون کشور وجود دارد که بسیار حاد بوده و باید به آن‌ها رسیدگی صورت گیرد. بنابرین، وقتی شما به استادی در مؤسسه فن‌آوری کالیفرنیا می‌گویید، «در مورد هوای آلوده به دود و غبار چه فکر می‌کنید؟ او پاسخ می‌دهد، «آیا در مورد بحران افغانستان شنیدی؟»

💡 بلافاصله پس از ابری کردن کاغذ، بهتر است آن را روی یک سطح افقی در سایه به دور از گرد و غبار خشک کرد. برای این منظور می‌توان از قفسه کاغذخشک‌کن به جای کف اتاق استفاده کرد. هر کاغذ پس از ابری شدن روی یکی از طبقات این قفسه گذاشته می‌شود تا به آرامی خشک شود. هر طبقه این قفسه از یک چارچوب چوبی ساخته شده که با توری پلکسی‌گلاس روکش شده است تا هوا در همه جای قفسه به‌خوبی گردش داشته باشد.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز