کسستگی
مترادفها
سختی، خشکی، تصلب
متضادها
نرمی، انعطافپذیری
لغت نامه دهخدا
کسستگی. [ ک ُ س َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) گسستگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گسستگی شود.
فرهنگ فارسی
گسستگی
سختی، خشکی، تصلب
نرمی، انعطافپذیری
کسستگی. [ ک ُ س َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) گسستگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گسستگی شود.
گسستگی