کاهی کابلی

لغت نامه دهخدا

کاهی کابلی. [ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابوالقاسم نجم الدین محمد، شاگرد عبدالرحمان جامی بود. بنابر علو همت به علوم ریمیه قناعت نکرد و روی به علم باطن آورد. در هند به خدمت سید محمد هاشم شاه کرمانی رسید. وفاتش بسال 988 هَ. ق. در اگره هندوستان بود. ( از ریاض العارفین رضاقلی خان هدایت ص 127 ).

فرهنگ فارسی

ابوالقاسم نجم الدین محمد شاگرد عبدالرحمن جامی بود

جمله سازی با کاهی کابلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بازارهای سنتی افغانستان، خرید کاهی کابلی تازه و گرم از میان فروشندگان، تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش و اصیل برای هر گردشگری محسوب می‌شود.

💡 مادر برای صبحانه خانواده، مقدار زیادی کاهی کابلی تازه تهیه کرد تا همراه با چای سبز داغ و پنیرهای محلی میل کنند.

💡 بوی خوش کاهی کابلی که از نانوایی‌های قدیمی در محله به گوش می‌رسید، خاطرات شیرین دوران کودکی من را به سرعت زنده می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران