کام بخشیدن
مترادفها
خشنود کردن، خوشحال کردن، لذت بخشیدن، دلگرم کردن
متضادها
آزار دادن، ناراحت کردن، ناامید کردن
لغت نامه دهخدا
کام بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) مراد بخشیدن. رجوع به کامبخشی شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بر آوردن آرزو ها و آمال.
خشنود کردن، خوشحال کردن، لذت بخشیدن، دلگرم کردن
آزار دادن، ناراحت کردن، ناامید کردن
کام بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) مراد بخشیدن. رجوع به کامبخشی شود.
( مصدر ) بر آوردن آرزو ها و آمال.