کاغذبری
لغت نامه دهخدا
کاغذبری. [ غ َ ب ُ ] ( حامص مرکب ) کم کردن جمع زر از کاغذ از روی دزدی و خیانت، و این اصطلاح ارباب دفاتر است: که مشرف کل کاغذبری کرده. ( ملاطغرا در مشابهات ربیعی از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
۱ - عمل بریدن کاغذ. ۲ - ( اصطلاح ارباب دفاتر ) کم کردن جمع پول از روی خیانت و دزدی: [ که مشرف گل کاغذ بری کرده... ]. ( مشابهات ربیعی ملا طغرا )
جمله سازی با کاغذبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند کاغذبری در چاپخانههای بزرگ با استفاده از دستگاههای بسیار دقیق و اتوماتیک انجام میشود تا لبههای کاغذ کاملاً صاف و بدون نقص باشند.
💡 اگر دقت در عملیات کاغذبری رعایت نشود، ممکن است در مراحل بعدی بستهبندی و صحافی کتابها دچار مشکلهای جدی و هزینههای اضافی شویم.
💡 هنرمندان صنایع دستی اغلب از ابزارهای دستی برای کاغذبری استفاده میکنند تا بتوانند جزئیات بسیار ظریف و پیچیدهای را در کارهای هنری خود پیادهسازی کنند.