کارگیا
مترادفها
گیاه، گیاه دارویی
لغت نامه دهخدا
کارگیا. ( ص مرکب، اِ مرکب ) کارکیا. به معنی پادشاه و وزیر و کارفرما و کاردان باشد و هر یک از عناصر اربعه را نیز گفته اند. ( برهان ). و رجوع به کارکیا شود.
گیاه، گیاه دارویی
کارگیا. ( ص مرکب، اِ مرکب ) کارکیا. به معنی پادشاه و وزیر و کارفرما و کاردان باشد و هر یک از عناصر اربعه را نیز گفته اند. ( برهان ). و رجوع به کارکیا شود.