لغت نامه دهخدا
ژابیژ. ( اِ ) داروئی است که آن را بوی مادران گویند. ( برهان ). رجوع به بوی مادران شود. || سرشک آتش و آن قطره های آب است که از هیزم تر در وقت سوختن می چکد. شراره آتش. ابیز. ( برهان ).
ژابیژ. ( اِ ) داروئی است که آن را بوی مادران گویند. ( برهان ). رجوع به بوی مادران شود. || سرشک آتش و آن قطره های آب است که از هیزم تر در وقت سوختن می چکد. شراره آتش. ابیز. ( برهان ).
۱. سرشک آتش، قطرۀ آب که هنگام سوختن هیزم تر از آن می چکد.
۲. شرارۀ آتش.
۳. (زیست شناسی ) بومادران.
داروئی است که آنرا بوی مادران گویند یا سر شک آتش و آن قطره های آبست که از هیزم تر در وقت سوختن می چکد.
اسم: ژابیژ (دختر) (فارسی) (تلفظ: žābiž) (فارسی: ژابیژ) (انگلیسی: zhabizh)
معنی: شراره آتش، نام دیگر گیاهی به نام بومادران
دارویی است که آن را بوی مادران گویند. (برهان). رجوع به بوی مادران شود.
سرشک آتش و آن قطرههای آب است که از هیزم تر در هنگام سوختن میچکد. شراره ٔ آتش. ژابیز، ابیز. (برهان).