چپرپیچ کردن

مترادف‌ها

پیچ خوردن، چرخیدن، تاب خوردن

متضادها

صاف کردن، باز کردن

لغت نامه دهخدا

چپرپیچ کردن. [ چ َ پ َ »َ دَ ] ( مص مرکب ) پوشیدن سینه و پشت بشکل صلیب. از دو طرف چون حمایل، سینه را بشالی یا جز آن پیچیدن. جامه ای دراز را چون حمایلی از دو سوی، به پشت گردن و دو سوی سینه بستن. رجوع به چپرپیچ شود.

فرهنگ فارسی

پوشیدن سینه و پشت بشکل صلیب. از دو طرف چون حمایل سینه را بشالی یا جز آن پیچیدن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران