پشت دوتا کردن

لغت نامه دهخدا

پشت دوتا کردن. [ پ ُ دُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) خم کردن. خمیده ساختن پشت:
هر که دل یکتا کند در بیعت و پیمان تو
دور گردون پشت او را کرد نتواند دوتا.معزی. || پشت خم کردن برسم عباد و بندگان در برابر کسی تعظیم را خم شدن. تعظیم با خم کردن پشت:
ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت بخدمت دوتا.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- خم کردن خمیده ساختن پشت. ۲- تعظیم با خم کردن پشت.

جمله سازی با پشت دوتا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حلقه بند تو بر پشت دوتای دشمن پایه تخت تو بر روی دو چشم بدخواه

💡 چندین هزار قامت چون تیر شد کمان گردون همان به پشت دوتا سیر می کند

💡 فلک که همچو کمان سر کشیست عادت او زراست رویی پیش تو کرد پشت دوتا

💡 جوزا ز پی طاعت او تنگ ‌کمر بست گردون ز پی خدمت او پشت دوتا کرد

💡 در خاک عاقبت به ضرورت فرو شوی پشت دوتای توست برین قول من گوا

💡 عاشقان را که ز اسلام و سلام آزادند روی در قبلۀ جان پشت دوتا اولاتر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران