چمن اباد
لغت نامه دهخدا
( چمن آباد ) چمن آباد. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از قرای خواف است. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 267 ). در فرهنگ جغرافیایی آمده است: دهی از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه که در 42 هزارگزی شمال باختری قصبه رود، بر سر راه شوسه عمومی تربت حیدریه به سلامی، واقع است. جلگه و گرمسیر است و 661 تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات، پنبه و زیره. شغل اهالی زراعت، گله داری و بافتن قالیچه و کرباس و راهش ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
( چمن آباد ) مولف مر آت البلدان نویسد: (( یکی از قرای خواف است ) )
جمله سازی با چمن اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از گردشگران برای تجربه آرامش و طبیعت بکر، تصمیم میگیرند تعطیلات تابستان خود را در روستای زیبا و سرسبز چمن اباد سپری کنند.
💡 کشاورزان منطقه چمن اباد با استفاده از روشهای نوین آبیاری، توانستهاند محصولات کشاورزی خود را با کیفیت بسیار بالا و مقدار بیشتری تولید کنند.
💡 در مسیر رسیدن به چمن اباد، از میان کوههای مرتفع و رودخانههای خروشان میگذریم که منظرهای بسیار خیرهکننده و فراموشنشدنی برای مسافران ایجاد میکنند.